پرینازپریناز، تا این لحظه: 10 سال و 1 ماه و 25 روز سن داره
پریمهرپریمهر، تا این لحظه: 3 سال و 1 ماه و 13 روز سن داره
مامان افسانهمامان افسانه، تا این لحظه: 38 سال و 4 ماه و 13 روز سن داره
بابا محسنبابا محسن، تا این لحظه: 39 سال و 2 ماه و 1 روز سن داره
سالگرد عقدمون💍👫👩‍❤️‍👨👨‍👩‍👧‍👧💞❤️سالگرد عقدمون💍👫👩‍❤️‍👨👨‍👩‍👧‍👧💞❤️، تا این لحظه: 13 سال و 6 ماه و 15 روز سن داره
سالگرد عروسیمون💍👫👩‍❤️‍👨💞❤️سالگرد عروسیمون💍👫👩‍❤️‍👨💞❤️، تا این لحظه: 12 سال و 14 روز سن داره
وبلاگ پریناز و پریمهروبلاگ پریناز و پریمهر، تا این لحظه: 10 سال و 7 ماه سن داره

آلبوم خاطرات پریناز و پریمهر

وقتی دخترم داره از دختر عمه مهربونش پذیرایی میکنه🙂🙂😍😍😘😘❤️❤️

تو باشی پنجره باز و هوای سرد پاییزی بنازم روی زیبایت برایم چای میریزی؟ وقتی دخترم داره از دختر عمه مهربونش پذیرایی میکنه🙂🙂😍😍😘😘😘😘😘😘❤️❤️ ...
13 آذر 1397

بهترین اتفاقهای زندگیمید ❤️❤️❤️❤️❤️❤️

قشنگ ترین حس زمانیست که یه اتفاق خوب برات میفته و تو مطمئنی که اون اتفاق خوب یه پاداش از طرف خدا بوده.... بهترین اتفاقهای زندگیمید عاشقتونم❤️❤️❤️❤️❤️❤️ ...
7 آذر 1397

آینه ای بی تصویر

قابی بی تصویر آینه ای بی تصویر خاطره ای بی تصویر و تو آینه خاطرات را در من قاب می کنی، من، خاطره قاب شدن را در آینه تو به تصویر می کشم هزار توی خاطره ای از آینه ، در قابی که تویی!..... ...
29 آبان 1397

زود بزرگ نشو

زود بزرگ نشو مادر کودکیت را بی حساب می خواهم و در پناهش جوانیم را! زود بزرگ نشو قهقه بزن،جیغ بکش،گریه کن !لوس شو! بچگی کن، ولی زود بزرگ نشو تمام هستی ام آرام آرام پیش برو آن سوی سن و سال هیچ خبری نیست گلم هرچه جلوتر می روی همه چیز تند تر از تو قدم بر می دارد حالا هنوز دنیا به پای تو نمیرسد از پاکی ، الهی هر گز هم قدمش نشوی هرگز! همیشه از دنیای ما آدم بزرگ ها جلوتر باش، یک قدم ، دوقدم، ولی زود بزرگ نشو آرام آرام پیش برو گلم آنجا که عمر وزن می گیرد دنیا به قدری سبک می شود که هیچ هیجانی برای پیمودنش نخواهی داشت آن سوی سن و سال خبری نیست، کودکی کن ، از ته دل بخند به اداهای ما که برای خنداندنت دلقک میشو...
23 آبان 1397

همه دنیا فقط تویی.....

این دنیای کوچک و هفت میلیارد آدم؟! یعنی تو باور میکنی؟ شمرده ای؟کی شمرده است؟ دیده ای کسی آدم بشمرد؟ باور نکن....! همه دنیا فقط تویی..... خوشبختی لم داده بر روی منحنی کوچک لبخندت ..... در افق در میان رقص ابرها با آرزوهای من در میان لحظه ای که در غروب فرو می روم در افق آنجایی که به انتظارت ستاره ها را ترانه ای می سازم آنجایی که تمام زیبایی ها آبشاری از رنگین کمان را در سینه ام جشن می گیرند در افق آری در افق همچون گلی که به فالی پرپر می شود گلبرگ می شود در التهاب تو آرام می نشینم و می دانم که چون قطره ای بر برگ هایم خواهی بارید چو...
18 آبان 1397