پرینازپریناز، تا این لحظه: 10 سال و 1 ماه و 26 روز سن داره
پریمهرپریمهر، تا این لحظه: 3 سال و 1 ماه و 14 روز سن داره
مامان افسانهمامان افسانه، تا این لحظه: 38 سال و 4 ماه و 14 روز سن داره
بابا محسنبابا محسن، تا این لحظه: 39 سال و 2 ماه و 2 روز سن داره
سالگرد عقدمون💍👫👩‍❤️‍👨👨‍👩‍👧‍👧💞❤️سالگرد عقدمون💍👫👩‍❤️‍👨👨‍👩‍👧‍👧💞❤️، تا این لحظه: 13 سال و 6 ماه و 16 روز سن داره
سالگرد عروسیمون💍👫👩‍❤️‍👨💞❤️سالگرد عروسیمون💍👫👩‍❤️‍👨💞❤️، تا این لحظه: 12 سال و 15 روز سن داره
وبلاگ پریناز و پریمهروبلاگ پریناز و پریمهر، تا این لحظه: 10 سال و 7 ماه و 1 روز سن داره

آلبوم خاطرات پریناز و پریمهر

تو برکت خانه ای دخترم 💗

باید تو را سر سفره گذاشت کنار نان و نمک، تو برکت خانه ای دخترم 💗 شبو پر کن با نگاهت تا که زندگی بگیرم شبو پر کن با کلامت میخوام از خوشی بمیرم شبو پر کن از شکوفه از گل سرخ وجودت بهترین لالایی من هرم تبدار حضورت روسری ابی قصه از کدوم جاده رسیدی خطی از جنس طراوت رو تن جاده کشیدی از سیبِ لبت بگیر تا سرخیِ رو از دامن و روسریِ نازت که نگو ! تقصیرِ تو نیست این همه دل بردی، قرمز همه جا ، همیشه ، کرده جادو ! آن زمان که دلبرم چادر گلی سر می کند حال خوبم را دو چندان باز بهتر می کند به اخمت خستگی در م...
20 دی 1397

نفس های گرم من آغوشی به انتظار توست ❤️🙂😍

عزیزم چشمانت را ببند مرا تو ببین در صدایم که می گویمت:"دوستت دارم" نفس های گرم من آغوشی به انتظار توست شبیه عکاسی که بدون ترس برای شکار بهترین لحظه ..... با طبیعت وحشی در آمیخته در رویای تو غوطه ورم....! میخواهم جاودانه ترین اثر گالری خاطراتم را خلق کنم ❤️❤️❤️ وقتی پریناز و خاله جونش تو خونه تنها میشن نتیجش میشه این عکسا 🙂🙂😍😍😍😍 ...
14 دی 1397