پرینازپریناز، تا این لحظه: 10 سال و 1 ماه و 28 روز سن داره
پریمهرپریمهر، تا این لحظه: 3 سال و 1 ماه و 16 روز سن داره
مامان افسانهمامان افسانه، تا این لحظه: 38 سال و 4 ماه و 16 روز سن داره
بابا محسنبابا محسن، تا این لحظه: 39 سال و 2 ماه و 4 روز سن داره
سالگرد عقدمون💍👫👩‍❤️‍👨👨‍👩‍👧‍👧💞❤️سالگرد عقدمون💍👫👩‍❤️‍👨👨‍👩‍👧‍👧💞❤️، تا این لحظه: 13 سال و 6 ماه و 18 روز سن داره
سالگرد عروسیمون💍👫👩‍❤️‍👨💞❤️سالگرد عروسیمون💍👫👩‍❤️‍👨💞❤️، تا این لحظه: 12 سال و 17 روز سن داره
وبلاگ پریناز و پریمهروبلاگ پریناز و پریمهر، تا این لحظه: 10 سال و 7 ماه و 3 روز سن داره

آلبوم خاطرات پریناز و پریمهر

همیشه شاد باش و بخند که شادی و آرامش کلید رسیدن به بزرگترین موفقیت هاست...

امروز که با پاهای کوچکت کنار من قدم میزنی،چشمانِ فرشته گونه ات جهان را جورِ دیگری می بیند،از نگاه تو تمام آدم ها خوب اند و جهان،جای زیبا و امنی ست برای زیستن من از تو میخواهم وقتی بزرگ شدی، وقتی از خیلی چیزها سر در آوردی و بیشتر فهمیدی باز هم شبیه به کودکی ات بخندی و شاد باشی و اجازه ندهی که لحظه ای گردِ بی انصاف غم، روی مژگانِ سیاهت بنشیند، از تو میخواهم باز هم آدم ها را دوست داشته باشی و برایشان خوب بخواهی حتی اگر دلزده ات کردند! می خواهم برایِ جهان،کاری کنی،با سختی های مسیرت بجنگی و موفق باشی... و بدان که من، در تمام شرایط کنار توام دستانم همیشه آماده ی نوازش تو و آغوشم همیشه برای بیقراری ات باز است... فرزند بینظیر من...
5 بهمن 1398

تو تمام نیاز منی به هر آنچه که مرا باز میگرداند به زندگی

تو تمام نیاز منی به هر آنچه که مرا باز میگرداند به زندگی مرا به معجزه بیداری میکنی هر صبح بیا شعله بکش بسوزان و خاکستر کن و در حفره های جانت!!! آرام آرام ته نشین کن، حضور بی اراده مرا من در هوای تو زنده می شوم هر روز... ...
29 دی 1398

تو بزرگترین نعمت زندگی هستی...

دختر زیبای من! تو همان خودِ منی راه برو کودکی کن آرزو کن رویاهایت را من می بافم میان گیس های طلایی ات بُدو زمین بُخور بزرگ شو... من تمام دردهایت را به جان می کشم دخترِ زیبای من! خوشحال باش تو بزرگترین نعمت زندگی هستی...   #پریناز #عشق_کوچک_من #دلبر_مو_طلایی #کودکی #آرزو #خوشحالی #زندگی #نعمت ...
23 آذر 1398

فکر میکردم برای سر به هوا شدنم آبی آسمان لازم است

فکر میکردم برای سر به هوا شدنم آبی آسمان لازم است یا رنگ ابرها یا پرنده ای که پرواز کند و یا حتی لحظه طلوع و غروب خورشید اما تو نه آبی بودی،نه رنگ ابرها و نه رنگ طلوع تو سرخ بودی به سرخی عشق اما یک عمر سر به هوایت شدم #پریناز #عشق_کوچک_من #جذاب_جانم #دلبر_مو_طلایی #پرنسس_مامان_بابا ...
17 آذر 1398